درباره درک
درک (Apprehension) ، در فلسفه مدرسی درک به هر شناختی اطلاق میگردد که به موضوعی تعلق گیرد و از این جهت که فعل شخص مدرک است، میتواند توسط آن، به موضوع دست یابد.
درک از نظر توماس آکویناس اولین مرحله عملیات سهگانه عقل است.
این عملیات سهگانه عبارت است از:
تصور، حکم و استدلال. در این مرحله، درک، ادراک مفرد نامیده میشود که عبارت است از تصور بسیط یا علم اولی که همراه تصدیق نیست، برخلاف مفهوم که علم مرکب است.
به بیانی دیگر فهم ثانوی به درک است، یعنی تأخیری تر از درک میباشد؛ و ابتدا باید درک و دریافتی صورت پذیرد، (فرد ادراک کننده – ادراک مفرد) مُدرک، ادراک کند و پس از آن، موضوع را شاید فهم کند و شاید هم نکند.
تفاوت درک با فهم
درک، عمیقتر و فراتر از فهم است.
فهم، علم حصولی است و درک، علم حضوری
در فهم، اطّلاعاتی کسب میشود،و در درک، آن اطّلاعات با سایر مفاهیمِ کسب شده ارتباط داده میشود و بهدرستی بهکار بسته میشود.
سوال دوم
نادان فقط علم نداره نسبت به موضوعی. با کسبِ اون، مشکل برطرف میشه.
امّا احمق، اگه علمی هم کسب کنه به دردش نمیخوره، چون نمیتونه درست ازش استفاده کنه. احمق تو فهم، شناخت و درک موقعیت ضعف داره. رفتارهاش غیرمنطقیه، نمیتونه عواقب کارها رو درک کنه، یک اشتباه رو ممکنه بارها تکرار کنه. حماقت مثل یک مرضه.
ریچارد فایمن برنده جایزه نوبل میگفت: یه انسان احمق حتّی اگر دانشمند هم بشه یه دانشمند احمقه!
***
تفاوت درک و فهم در چیست؟
آیا یکی ناظر به علم حصولی و دیگری ناظر به علم حضوری است؟
علم حصولی و علم حضوری هر چند در اصل علم بودن مساویاند، ولی دو نوع متفاوت از علماند؛ چنانکه عقل نظری و عقل عملی نیز تفاوت دارند.
دو واژه «درک» و «فهم» در اصطلاح و کاربرد عمومی و بر اساس کتابهای فرهنگ لغت از واژههای مترادف هستند و در یک معنا به کار میروند.
اما در اصطلاح خاص، اتفاق و اجماعی در ارتباط با تفاوت میان این دو واژه وجود ندارد، ولی به نظر میرسد از آنجا که فهم در واقع همان «معرفت مفهومی» است؛ از اینرو در نظر برخی، «معرفت مفهومی» معرفتی است منحصراً ذهنی یا انتزاعی، اما «معرفت ادراکی» معرفتی فوق فهم و مفهوم، و از محدوده ذهن فراتر و رسیدن به عالم واقع است. به بیان دیگر، فهم به معنای علم حصولی یا علم سطحی که صرف حصول صورت معلوم توسط ابزار ادراکی نزد عالم و به دست آمدن تصویری از معلوم نزد ذهن است، ولی درک تعمیق علم و آگاهی و گذشتن از سطح ظاهری معلومات و رسیدن به لایههای عمیقتر است.
البته ظاهراً در فرهنگ و زبان انگلیسی گاهی برای مراتب علم و آگاهی، نامهای جداگانهای به کار میبرند، ولی اینکه آیا به صورت وضع و یا اصطلاح مستقر است یا نه؟ معلوم نیست.
چنانکه در برخی روایات برای علم مراتب با اسامی خاص ذکر شده است: مردى خدمت رسول خدا(ص) آمد و گفت: یا رسول اللَّه علم چیست؟ فرمود: سکوت کردن، گفت سپس چه؟ فرمود: گوش فرادادن، گفت سپس چه؟ فرمود: حفظ کردن، گفت سپس چه؟ فرمود: بآن عمل کردن، گفت سپس چه، اى رسول خدا؟! فرمود: انتشارش دادن.
https://qertas.kowsarblog.ir/